صبح روز اعلام نتایج، گوشی را برمیداری، سایت سنجش را باز میکنی و صفحهی کارنامه چند ثانیه میچرخد. بعد یا جملهی «پذیرفته نشدهاید» را میبینی یا نتیجهای که با رشتهی دلخواهت نمیخواند. آن لحظهی یعنی قبول نشدن در کنکور و بعدش دقیقاً همانجایی است که این مطلب برایش نوشته شده.
اول یک عدد. در کنکور ۱۴۰۲ حدود یک میلیون و ۱۱۰ هزار نفر در نوبت دوم شرکت کردند و در مجموع ۴۸۲ هزار و ۵۹۹ نفر پذیرفته شدند. این یعنی بخش بزرگی از داوطلبها یا جایی نیامدند یا جایی که میخواستند نشد. تازه این فقط یک سال است. برای کنکور ۱۴۰۵ هم نزدیک ۹۵۸ هزار نفر فقط در نوبت اول ثبتنام کردند. رقابت سادهتر نشده و قرار هم نیست بشود.
پس اگر نتیجهات آنطور که میخواستی نشد، تنها نیستی. تنها هم نبودن چیز زیادی را عوض نمیکند، میدانیم. چیزی که عوض میکند این است که بفهمی کنکور فقط یکی از درهای ورود به دانشگاه است. در خیلی از کشورها اصلاً کسی نمیپرسد کنکور چند شدی. میپرسند دیپلمت چیست، معدلت چقدر است، زبانت در چه حدی است و مدارکت درست و کامل است یا نه.
ما در دارالترجمهی رسمی ولیعصر تبریز هر سال با دهها نفر روبهرو میشویم که با پوشهای پر از مدرک و دلی پر از سؤال میآیند. بیشترشان همین وضعیت را دارند: کنکور جواب نداده و نمیدانند قدم بعدی چیست. این مطلب جمعبندی همان گفتوگوهاست. هفت مسیر واقعی را با شرایط و هزینه و دردسرهایشان کنار هم گذاشتهایم. هیچکدام «تضمینی» نیستند. بعضیشان برای تو درستاند و بعضی نه. خواندنش کمکت میکند فرق را تشخیص بدهی.
قبل از هر چیز: درسهایی که خارج از ایران نباید نخوانی
یکی از رایجترین اشتباهها این است که آدم از روی هیجان کشوری را انتخاب میکند، چون دوستش آنجاست یا ویدیویی دیده. بعد از سه ماه میفهمد مسیر پذیرش آن کشور با شرایط او نمیخواند.
در صورت قبول نشدن در کنکور، چهار سؤال هست که بهتر است قبل از خواندن مسیرها از خودت بپرسی:
بودجهات چقدر است؟ منظور فقط شهریه نیست. هزینهی زندگی، اجاره، بیمه، رفتوآمد و پولی که باید برای ویزا نشان بدهی هم حساب میشود. دانشگاهی که شهریه ندارد ولی ماهی چند صد یورو خرج زندگی دارد، برای خانوادهای که پسانداز مشخصی ندارد همچنان سنگین است.
زبانت کجاست؟ برنامهی انگلیسیزبان در ترکیه یا مجارستان با برنامهی آلمانیزبان در آلمان از نظر آمادگی دو دنیای متفاوت است. زبان تنها چیزی است که با پول و رابطه سریع جبران نمیشود، چون باید زمان بگذاری.
چه رشتهای میخواهی؟ پزشکی و مهندسی و هنر هر کدام قانون خودشان را دارند. بعضی کشورها برای پزشکی شرایط سختتری میگذارند و بعضی رشتهها فقط در دانشگاههای خصوصی با شهریهی بالا باز است.
چقدر وقت داری؟ شروع زودتر بیشتر انتخاب میدهد. بعضی مسیرها شش ماه تا یک سال زمان لازم دارند، مثل یادگیری آلمانی و ترجمه و تأیید مدارک. اگر میخواهی پاییز همان سال بروی، گزینههایت محدودتر میشود.
جواب این چهار سؤال نصف راه را برایت صاف میکند. حالا برویم سراغ خود مسیرها.
مسیر اول پس از قبول نشدن در کنکور: ترکیه، نزدیکترین گزینه و برای تبریزیها آشناترین
تبریز از نظر جغرافیایی و فرهنگی به ترکیه نزدیک است. زبان ترکی آذری و ترکی استانبولی یکی نیستند، ولی ریشهی مشترک دارند و کسی که گوشش به ترکی عادت دارد، یادگرفتن ترکی استانبولی را خیلی سریعتر پیش میبرد. همینطور هزینهی رفتوآمد و تماس با خانواده نسبت به اروپا یا شرق آسیا قابل مقایسه نیست.
نظام پذیرش دانشگاه های ترکیه چند سال است تغییر کرده و اطلاعات قدیمیای که هنوز در بعضی سایتها هست گمراهکننده است. قبلاً هر دانشگاه دولتی امتحان خودش را داشت که معروفش «یوس» (YÖS) بود. الان دانشگاههای دولتی دیگر برای پذیرش دانشجوی خارجی امتحان جداگانه برگزار نمیکنند و بهجایش از نتیجهی آزمون سراسری TR-YÖS یا معدل مدارک بینالمللی مثل IB و آبیتور استفاده میکنند. آزمون TR-YÖS را سازمان ÖSYM برگزار میکند و دانشگاههای وقفی (فونداسیون) هم میتوانند بر اساس همین نتیجه دانشجو بپذیرند. این آزمون در چند کشور و چند شهر برگزار میشود و هر سال بیش از یک نوبت دارد. تاریخ و مرکزهای هر سال را باید از سایت رسمی ÖSYM و سایت بینالمللی شورای آموزش عالی (YÖK) بگیری.
موارد لازم برای دانشگاه ترکیه
- دیپلم (و معدل) با ترجمه و تأییدهای لازم
- نمرهی TR-YÖS یا مدرک بینالمللی معادل، بسته به رشته و دانشگاه
- گواهی زبان، اگر برنامه انگلیسی باشد، یا آمادگی زبان ترکی اگر برنامه ترکی است
دانشگاههای وقفی و خصوصی ترکیه انعطاف بیشتری دارند و بعضیشان بر اساس دیپلم و معدل و گاهی مصاحبه یا امتحان داخلی خودشان میپذیرند. شهریه دارند و از چند صد دلار تا چندین هزار دلار در سال متغیر است، بسته به دانشگاه و رشته. بعضی بورسیهی درصدی هم میدهند. مثلاً بر اساس نمرهی امتحان یا معدل، تخفیف پنجاه یا هفتادوپنج درصدی. این را فقط از خود دانشگاه بپرس و کتبی بگیر.
یک راه دیگر هم هست که کمتر دربارهاش حرف زده میشود: بورسیهی دولت ترکیه (Türkiye Bursları). این بورس هزینهی تحصیل و زندگی و دورهی زبان را پوشش میدهد، ولی رقابتی است. قبول شدنت به رزومه و مدارک و معدل بستگی دارد. اگر خیلی خوب آماده شوی، میارزد امتحانش کنی. فقط حواست باشد مهلتها معمولاً اوایل سال میلادی تمام میشوند.
نکتهی مهمی که اغلب نادیده گرفته میشود: دانشگاههای ترکیه معمولاً نسخهی تأییدشدهی دیپلم را همراه ترجمهی ترکی توسط مترجم رسمی میخواهند. یعنی ترجمهی معمولی کافی نیست. در ادامه برمیگردیم سر همین موضوع، چون بیشتر تأخیرها و رد شدنها از همینجا شروع میشود.
مسیر دوم پس از قبول نشدن در کنکور: آلمان، ارزانترین شهریه ولی طولانیترین آمادهسازی
آلمان برای خیلیها رؤیاست و دلیلش هم روشن است: دانشگاههای دولتی آلمان عمدتاً شهریهی تحصیلی ندارند یا مبلغ بسیار کمی میگیرند، و کیفیت علمی بالاست. البته بعضی ایالتها از دانشجوی غیراروپایی شهریه میگیرند، پس هر دانشگاه را جداگانه چک کن. طبق برآوردها حدود ۱۵ هزار دانشجوی ایرانی در دانشگاههای آلمان درس میخوانند و این یعنی مسیر برای ایرانیها رفتوآمد شده و راهنمایی پیدا کردناش سادهتر است.
ولی یک واقعیت را از اول بپذیر: کنکور در آلمان وزنی ندارد. نتیجهی کنکور در نظام پذیرش آلمان اعتباری ندارد و بیشتر دارندگان فقط دیپلم دبیرستان ایران باید دورهی Studienkolleg را بگذرانند. دیپلم تنها، برای ورود مستقیم به دانشگاه آلمان کافی شناخته نمیشود. چرا؟ چون آلمان وقتی مدرک پیشدانشگاهی کشورها را با نظام خودش مقایسه میکند، دیپلم ایران را معادل کامل آبیتور حساب نمیکند.
Studienkolleg دورهای آمادهسازی است. این دوره معمولاً دو نیمسال طول میکشد و در پایانش امتحان Feststellungsprüfung گرفته میشود. وقتی در آن امتحان قبول شوی، میتوانی برای دانشگاه درخواست بدهی. ورود به خود Studienkolleg هم شرط دارد. بیشتر کالجها حداقل سطح B1 آلمانی میخواهند. پس عملاً باید ماهها آلمانی بخوانی، آزمون بدهی، درخواست بفرستی و بعد از آن وارد دوره بشوی. معمولاً بین ورود به Studienkolleg و شروع دانشگاهی واقعی بیش از یک سال فاصله است، و گاهی دو سال.
یک نکته مهم
اگر قبلاً یک یا دو سال در دانشگاه معتبر ایران درس خوانده باشی، ممکن است بتوانی بدون Studienkolleg یا با شرایط سادهتر پذیرش بگیری. این بستگی به دانشگاه و رشتهات دارد و برای هر دانشگاه ایرانی باید در پایگاه anabin و سایت DAAD رتبهاش را ببینی.
هزینهی اصلی آلمان شهریه نیست. اجاره (بهخصوص در شهرهای بزرگ)، بیمهی درمانی و حساب مسدودی (Sperrkonto) است که برای ویزا باید مبلغ مشخصی را سالانه در آن بگذاری. مبلغ را از سایت سفارت یا DAAD بگیر، چون هر چند وقت بهروز میشود. اخذ ویزا از ایران هم زمانبر است و اغلب دریافت نوبت سختتر از خود پرونده است. اینها را صادقانه میگوییم چون پنهان کردنشان به تو کمکی نمیکند.
مسیر سوم پس از قبول نشدن در کنکور: ایتالیا، برای کسی که هنر و معماری و پزشکی میخواهد
ایتالیا برای رشتههای معماری، طراحی، هنر و موسیقی و رشتههای علوم پزشکی جاذبهی خاصی دارد. دانشگاههای دولتی ایتالیا شهریه را براساس وضعیت مالی خانواده (با سیستمی به اسم ISEE) محاسبه میکنند و برای دانشجوی خارجی هم شرایط مشابهی هست. در نتیجه شهریهی دانشگاههای دولتی معمولاً از دانشگاههای انگلیسیزبان و آمریکایی خیلی کمتر است.
بورسیهی منطقهای DSU که در ایتالیا به دانشجوها داده میشود میتواند شهریه و خوابگاه و غذا را پوشش بدهد. شرطهایش را هر منطقه جداگانه تعیین میکند و بیشتر بر پایهی نمره و وضعیت مالی است.
ثبتنام اولیه از طریق سامانهی Universitaly انجام میشود و بعد باید از طریق سفارت یا کنسولگری ایتالیا پیشثبتنام را تأیید کنی. برای رشتههای پزشکی و بعضی رشتههای محدودظرفیت، آزمون ورودی (مثل IMAT برای پزشکی انگلیسیزبان) هم داریم. بقیهی رشتهها بعضاً آزمون TOLC یا آزمون مخصوص همان دانشگاه را میخواهند.
چالش اصلی ایتالیا معادلسازی مدرک و تأییدیههاست. باید ببینی دیپلم و دورهی پیشدانشگاهیات به نظر دانشگاه ایتالیایی ۱۲ سال تحصیل را پوشش میدهد یا نه. این موضوع بسته به سال فارغالتحصیلی و نظام آموزشیای که در آن درس خواندهای فرق میکند. قبل از هر کاری، برای دانشگاه مقصدت ایمیل بزن و بپرس مدرکت را میپذیرند یا نه. جوابشان را بایگانی کن.
مسیر چهارم پس از قبول نشدن در کنکور: مجارستان، چک، لهستان و دوروبریها، بورسیه و شهریهی منطقی
اروپای مرکزی و شرقی برای ایرانیها گزینهی کم ازدحامتر از آلمان و ارزانتر از غرب اروپاست. سه نمونهی مشخص:
مجارستان برنامهی بورسیهای به اسم Stipendium Hungaricum دارد که شهریه و خوابگاه و کمکهزینهی ماهانه را پوشش میدهد. کشورهای شریک و ظرفیتها هر سال بهروز میشود، پس لیست آخر را از سایت رسمی بگیر. رقابت جدی است و مهلتها کوتاهاند. اگر مدارکت را از ماهها قبل آماده کرده باشی، همین یک مزیت بزرگ است. دانشگاههای مجارستان در رشتههای پزشکی و دندانپزشکی و دامپزشکی برنامهی انگلیسی هم دارند، ولی در آنها شهریهی سالانهی بالایی میگیرند.
چک: دانشگاههای دولتی این کشور برای برنامههایی که به زبان چکی تدریس میشوند از دانشجوی خارجی هم شهریهی تحصیلی نمیگیرند. در عوض باید زبان چکی را در حد کافی بلد باشی و امتحان بدهی. برنامههای انگلیسی شهریه دارند. اگر حاضری یک سال زبان بخوانی، این گزینه میارزد.
لهستان: دانشگاههای زیادی با شهریهی نسبتاً متوسط و برنامهی انگلیسی دارد. هزینهی زندگی هم از اروپای غربی پایینتر است. فقط حواست باشد دانشگاه را از روی رتبه و اعتبار انتخاب کنی، نه از روی تبلیغ.
در این گروه، مهمترین چیز این است که شرایط پذیرش هر دانشگاه را مستقیم از خود دانشگاه بگیری. «تضمین پذیرش» که بعضی مشاورهها میدهند معمولاً توخالی است. دانشگاه است که میپذیرد، نه واسطه.
مسیر پنجم پس از قبول نشدن در کنکور: آسیا، مالزی و بورسیههای شرق آسیا
بیشتر ایرانیها فکر میکنند خارج از کشور یعنی اروپا یا آمریکا. اما آسیا هم گزینههای جدی دارد.
مالزی برای ایرانیها گزینهی شناختهشدهای است. تدریس به انگلیسی است، زندگی نسبت به اروپا ارزانتر است، و شعبههای دانشگاههای بریتانیایی و استرالیایی هم آنجا فعالاند. معمولاً با یک دورهی فاندیشن یا دیپلم شروع میکنی و بعد وارد لیسانس میشوی. شرایط ویزا و رفتار سفارت نسبت به متقاضی ایرانی گاهی عوض میشود. پس قبل از پرداخت هر مبلغی، وضعیت ویزای همان سال را حتماً بپرس.
چین، کرهی جنوبی و ژاپن برنامههای بورسیهی دولتی دارند: بورس دولت چین (CSC)، بورس دولت کره (GKS) و بورس MEXT ژاپن. این بورسها شهریه و معمولاً کمکهزینهی زندگی را میدهند. رقابتشان شدید است و شرایط ایران هر سال میتواند تغییر کند، پس صفحهی رسمیشان را بخوان. اگر نمرهات خوب است و حاضری یک زبان تازه یاد بگیری، ارزش یک تلاش جدی را دارد.
مسیر ششم پس از قبول نشدن در کنکور: دورهی فاندیشن در بریتانیا، کانادا و استرالیا
این کشورها شهریهی بالایی دارند و ویزا برای ایرانیها سختتر است. اما برای کسی که بودجه دارد و رشتهای میخواهد که در این کشورها بهتر ارائه میشود، یک راه واقعی هست: دورههای مقدماتی.
در بریتانیا فاندیشن یا «سال صفر» را داریم. دانشجویی که دیپلم ایرانیاش مستقیم برای لیسانس بریتانیا کافی نیست، یک سال این دوره را میخواند و بعد وارد سال اول میشود. در کانادا بعضی کالجهای دوساله پذیرش سادهتری دارند و بعد از دو سال امکان انتقال به دانشگاه (با حفظ بخشی از واحدها) هست. استرالیا هم دورههای مشابه دارد.
چند چیز را از اول در نظر بگیر: این مسیر گرانترین است، زمان بررسی ویزا طولانی است و انتقال پول از ایران چالش دارد. اگر خانوادهات بودجهی روشن و پایداری دارد، بررسیاش میارزد. اگر نه، بهتر است انرژیات را روی مسیرهای قبلی بگذاری.
مسیر هفتم پس از قبول نشدن در کنکور: یکی دو سال دانشگاه در ایران، بعد حرکت
این مسیر کمتر جذاب به نظر میرسد ولی از خیلی مسیرهای بالا هوشمندانهتر است.
فرض کن کنکور رشتهی دلخواهت را نداده، ولی رشتهای نزدیک به آن قبول شدهای (دانشگاه سراسری، آزاد، غیرانتفاعی یا پیامنور). بهجای اینکه کل سال را از دست بدهی، ثبتنام کن و درس بخوان. چرا؟ چون سابقهی یک یا دو سال دانشگاهی معتبر چند در را باز میکند. در آلمان مثلاً، همانطور که گفتیم، کسی که چند نیمسال در دانشگاه معتبر ایرانی درس خوانده، گاهی میتواند بدون Studienkolleg یا با شرایط سادهتر پذیرش بگیرد. رتبهی هر دانشگاه ایرانی در anabin فرق دارد، پس قبل از تصمیم، دانشگاه خودت را چک کن. در ترکیه و بعضی کشورهای دیگر هم انتقال با واحدهای گذرانده شده شدنی است.
یک نکتهی جدی برای آقایان: وضعیت نظام وظیفه روی خروج از کشور و ماندن در ایران تأثیر دارد. قبل از هر تصمیمی، شرایط روز را از مراجع رسمی بپرس و به حرف همکلاسی و آشنا اکتفا نکن. این قوانین عوض میشوند.
مقایسهی سریع مسیرها
| مسیر | نقطهی قوت | چیزی که باید از اول بدانی |
|---|---|---|
| ترکیه | نزدیک، هزینهی منطقی، ورود با دیپلم و TR-YÖS | قوانین هر سال و هر دانشگاه فرق دارد؛ ترجمهی رسمی ترکی لازم است |
| آلمان | شهریهی اندک، کیفیت علمی | معمولاً Studienkolleg و آلمانی B1؛ کنکور وزن ندارد |
| ایتالیا | هنر و معماری و بورس منطقهای | معادلسازی مدرک و آزمون ور |
| اروپای مرکزی و شرقی | بورسیهها و شهریهی منطقی | رقابت و مهلت کوتاه؛ دانشگاه را با دقت انتخاب کن |
| آسیا | مالزی برای ورود سریعتر، بورسهای دولتی | شرایط ویزا و بورس هر سال عوض میشود |
| فاندیشن غرب | کیفیت و شبکهی بینالمللی | گرانترین مسیر و ویزای سختتر |
| یکی دو سال دانشگاه در ایران | مدرک و سابقهی معتبر، ریسک پایین | وقت میبرد و باید رتبهی دانشگاه را چک کنی |
بین همهی این مسیرها یک عامل مشترک هست: مدارک
هر کشوری را انتخاب کنی، روزی باید مدارکت را به دانشگاه یا سفارتخانه تحویل بدهی. و دقیقاً اینجاست که بیشتر پروندهها گیر میکنند، نه سر نمره یا زبان.
مدارکی که تقریباً همیشه لازماند: دیپلم و ریز نمرات، پیشدانشگاهی (در صورت داشتن)، شناسنامه و کارت ملی، پاسپورت، گواهی عدم سوءپیشینه (در بعضی کشورها)، و اگر دانشگاه رفتهای، مدرک و ریز نمرات دانشگاهی.
مسیر معمول این است: مدرک را از آموزشوپرورش یا دانشگاه مربوطه تأیید میکنی، بعد ترجمهی رسمی میشود، سپس ترجمه در دادگستری تأیید میشود و بعد از آن وزارت امور خارجه. بعضی کشورها تأیید سفارت یا کنسولگری خودشان را هم میخواهند. ایران عضو کنوانسیون آپوستیل نیست، به همین دلیل این زنجیرهی تأییدها لازم میشود و سادهتر از آن نمیشود. ترتیب و تعداد مراحل برای هر کشور فرق میکند، پس قبل از شروع از دانشگاه یا سفارت بپرس دقیقاً کدام را میخواهند.
اشتباههایی که در دفتر زیاد میبینیم:
اسم با پاسپورت نمیخواند. اگر در دیپلم اسمت با یک حرف متفاوت از پاسپورت نوشته شود، مثلاً «Mohammad» در یکی و «Mohamad» در دیگری، دانشگاه یا سفارت ممکن است سؤال کند. املای اسم را از اول با پاسپورت یکسان کن و به مترجم بگو که دچار mismatch در مدارک نشی.
تاریخها و نمرهها. تاریخهای شمسی باید به میلادی تبدیل شوند و نمرههای ۲۰ به سیستم کشور مقصد معرفی شوند. گاهی مترجم بیتجربه فقط عدد را برمیدارد و توضیحی نمیدهد. دانشگاه خارجی هم نمیداند ۱۷ از ۲۰ یعنی چه.
ترجمهی غیررسمی. ترجمهای که خودت یا یک آشنا انجام داده باشد، مهر مترجم رسمی ندارد و برای هیچکدام از این مراحل پذیرفته نمیشود. آن پولی که صرفهجویی کردهای، بعداً با اتلاف وقت چند برابر برمیگردد.
مهلتها را دیر شروع میکنی. تأیید دادگستری و خارجه ممکن است چند روز تا چند هفته طول بکشد. کسی که مهلت دانشگاه یا آزمون TR-YÖS را در یک ماه آینده دارد و تازه مدارک را آماده میکند، معمولاً استرس زیادی میکشد.
ما چه کمکی میتوانیم بکنیم؟
دارالترجمهی رسمی ولیعصر تبریز کار خودش را میشناسد: ترجمهی رسمی مدارک تحصیلی و هویتی، هماهنگی تأیید دادگستری و وزارت خارجه، و توضیح اینکه برای هر کشور کدام مدرک را به چه زبانی و با چه تأییداتی لازم داری. دیپلم، ریز نمرات، پیشدانشگاهی، مدرک دانشگاهی، شناسنامه و گواهیهای مورد نیاز را به زبانهای رایج ترجمه میکنیم. اگر مدرکی ایراد دارد، از همان اول به تو میگوییم، نه بعد از اینکه پرونده رد شود.
دربارهی ترکیه بهطور مشخص هم میتوانیم کنارت باشیم. از ترجمهی رسمی مدارک به ترکی و انگلیسی گرفته تا راهنمایی برای مسیر پذیرش از دانشگاههای ترکیه، شامل اینکه با دیپلم و معدلت کدام گروه از دانشگاهها واقعبینانهترند، چه آزمونی لازم است، و مدارک را به چه ترتیبی آماده کنی که در زمان مهلتها آماده باشند. تصمیم نهایی همیشه با خودت و خانوادهات است، ولی نباید سر یک ترجمهی ناقص یا تأیید جاافتاده یک سال دیگر از دست بدهی.
اگر هنوز نمیدانی کدام مسیر برایت مناسب است، با مدارکت به دفتر بیا یا زنگ بزن. نیمساعت صحبت دربارهی وضعیت واقعیات معمولاً بیش از دهها ساعت گشتن در اینترنت کمک میکند.
یک حرف آخر، از آدمهایی که این مسیر را بارها دیدهاند
کنکور یک امتحان است، نه قضاوت دربارهی آیندهات. خیلی از آدمهایی که الان در دانشگاههای ترکیه و آلمان و ایتالیا درس میخوانند یا کار میکنند، یک روز همان صفحهی نتایج را نگاه کردند و دلشان پایین ریخت. فرقشان با بقیه این بود که چند روز بعد نشستند، راهها را شمردند و اولین قدم را برداشتند.
لازم نیست امروز تصمیم قطعی بگیری. فقط یک کار ساده: مدارکت را جمع کن، یک کشور یا دو کشور را انتخاب کن که شرایطشان با بودجه و زبانت میخواند، و ببین هر کدام دقیقاً چه میخواهد. بقیهاش قدمبهقدم جلو میرود.
سؤالات متداول
بله. اغلب دانشگاههای خارجی نتیجهی کنکور ایران را ملاک پذیرش قرار نمیدهند. آنها دیپلم، معدل، گاهی آزمون ورودی خودشان یا آزمون سراسری کشور مقصد (مثل TR-YÖS در ترکیه) و مدرک زبان را بررسی میکنند. در آلمان حتی بنا بر منابع، نتیجهی کنکور هیچ وزنی ندارد. شرط اصلی این است که مدارکت کامل، درست و با ترجمه و تأییدیههای لازم باشد.
معمولاً دیپلم و ریز نمرات، پیشدانشگاهی (اگر داری)، شناسنامه و پاسپورت، و در بعضی موارد گواهی عدم سوءپیشینه یا مدارک دانشگاهی. دانشگاههای ترکیه معمولاً ترجمهی مترجم رسمی را میخواهند و بعضی تأییدیههای دادگستری یا وزارت خارجه را هم الزامی میکنند. چون شرایط هر دانشگاه و هر سال کمی فرق دارد، بهتر است قبل از ترجمه فهرست مدارک مورد نیاز همان دانشگاه را بگیری و با ما چک کنی.
ترجمهی رسمی را مترجم رسمی قوهی قضائیه انجام میدهد و با مهر و امضای او اعتبار حقوقی دارد. دانشگاهها و سفارتخانهها مطمئن میشوند ترجمه با متن اصلی مدرک مطابقت دارد. ترجمهی معمولی چنین اعتباری ندارد و در بیشتر موارد رد میشود. برای ارسال مدارک به دانشگاه خارجی، ترجمهی رسمی و در صورت لزوم تأیید دادگستری و وزارت امور خارجه لازم است.