بیا روراست باشیم. وقتی تصمیم میگیری ادامه تحصیل چمدانت را ببندی و بروی، یکی از اولین فکرهایی که مثل خوره به جانت میافتد این است: «خب، خرج و مخارجم رو چطور دربیارم؟ بعد از درسم چی؟ اصلاً کار پیدا میکنم؟» این ترس کاملاً طبیعی است. تو داری وارد یک زمین بازی جدید میشوی؛ جایی که نه آدمهایش را میشناسی، نه قانون نانوشتهی شرکتهایش را میدانی و نه شبکهسازی کردهای. اما خبر خوب این است که پیدا کردن یک شغل خوب – چه کار دانشجویی پارهوقت و چه یک موقعیت شغلی خفن برای بعد از فارغالتحصیلی – اصلاً شبیه پیدا کردن سوزن در انبار کاه نیست. فقط باید بدانی کجا و چطور دنبال فرصتهای شغلی برای مهاجرت تحصیلی بگردی.
قبل از اینکه آستینها را بالا بزنیم و بریم سراغ معرفی سایتها و روشها، میخواهم درباره یک موضوع خیلی مهم با تو حرف بزنم. موضوعی که اگر الان حلش نکنی، ممکن است چند سال دیگر حسابی پشیمانت کند.
تلهی وحشتناک «فقط ارزان باشه»
ببین، من میفهمم. قیمت ارز بالاست، بودجهها محدود است و استرس مالی میتواند آدم را فلج کند. خیلیها وقتی به مهاجرت تحصیلی فکر میکنند، تمام تمرکزشان را میگذارند روی پیدا کردن ارزانترین دانشگاه، ارزانترین شهر یا کشوری که کمترین هزینه زندگی را دارد.
اصل حرف اینه: هیچوقت کیفیت آیندهات را فدای هزینهی امروز نکن.
فرض کن میخواهی یک لپتاپ برای کار گرافیکی بخری. آیا میروی ارزانترین لپتاپ بازار را میخری که وسط خروجی گرفتن هنگ کند و پروژهات بپرد؟ قطعا نه. مهاجرت تحصیلی هم دقیقاً همین است؛ یک سرمایهگذاری روی خودت.
اگر بروی یک کشور یا دانشگاهی که فقط «ارزان» است اما هیچ صنعت پویایی ندارد، هیچ شرکت بینالمللی در آنجا شعبه ندارد و نرخ بیکاری در آن بالاست، عملاً پولت را دور ریختهای. تو به جایی نیاز داری که بعد از گرفتن مدرک، بازار کار تشنهی تخصصت باشد. پس وقتی داری دنبال فرصتهای شغلی و مقاصد تحصیلی میگردی، به جای اینکه بپرسی «کجا از همه ارزانتر درمیاد؟»، بپرس «کجا بیشترین ارزش، بهترین شبکهی ارتباطی و بالاترین کیفیت آموزشی و شغلی رو به من میده؟». وقتی در یک محیط باکیفیت باشی، پیدا کردن شغلی که تمام آن هزینهها را جبران کند، خیلی راحتتر از چیزی است که فکرش را میکنی.
حالا که این سنگ بزرگ را از سر راه برداشتیم، بیا ببینیم چطور باید این فرصتهای شغلی برای مهاجرت تحصیلی طلایی را شکار کنیم.
نقطه شروع: معدن طلایی به نام دانشگاه
خیلی از دانشجوها به محض اینکه پایشان به کشور مقصد میرسد، شروع میکنند به زیر و رو کردن اینترنت برای پیدا کردن کار. در حالی که بهترین، امنترین و در دسترسترین فرصتها بیخ گوششان است: خود دانشگاه!
دانشگاههای معتبر دنیا (همانهایی که گفتم کیفیت بالایی دارند)، بخشی دارند به نام Career Services یا مرکز خدمات شغلی. این بخش فقط یک اتاق با چند کارمند خسته نیست. وظیفه اصلی این آدمها این است که تو را به بازار کار وصل کنند. چرا؟ چون هرچه درصد اشتغال فارغالتحصیلان یک دانشگاه بالاتر باشد، رتبه آن دانشگاه در دنیا بالاتر میرود. یعنی موفقیت تو، موفقیت آنهاست.
چطور از این فرصت استفاده کنیم؟
- پورتالهای داخلی دانشگاه: اکثر دانشگاهها یک سایت داخلی دارند که فقط دانشجوهای خودشان به آن دسترسی دارند. شرکتهای محلی و حتی کمپانیهای بزرگ، آگهیهای کارآموزی و شغلیشان را مستقیماً آنجا میگذارند چون میدانند دانشجوهای این دانشگاه کیفیت لازم را دارند.
- نمایشگاههای کار (Job Fairs): روزهایی در سال هست که شرکتها غرفههایی در دانشگاه میزنند. این یعنی کارفرما با پای خودش آمده پیش تو. یک رزومه تمیز دستت بگیر، برو جلو، لبخند بزن و خودت را معرفی کن. خیلی از استخدامها دقیقاً در همین گپ و گفتهای ۵ دقیقهای اتفاق میافتد.
- دستیار تحقیق یا تدریس (RA/TA): اگر رابطهات با اساتید خوب باشد، میتوانی به عنوان دستیارشان کار کنی. هم حقوق میگیری، هم رزومهات پربار میشود و هم مجبور نیستی برای کار از محیط دانشگاه خارج شوی.
بازار کار پنهان؛ جایی که آگهی نمیشود
یک راز بزرگ در دنیای استخدام وجود دارد: درصد خیلی زیادی از شغلهای خوب، اصلاً در هیچ سایتی آگهی نمیشوند! به این میگویند «بازار کار پنهان».
خب، اگر آگهی نمیشوند، ما از کجا پیدایشان کنیم؟ جواب یک کلمه است: ارتباطات (Networking).
میدانم، شاید کلمهی شبکهسازی برایت ترسناک باشد یا فکر کنی یعنی پاچهخواری! اما اصلاً اینطور نیست. شبکهسازی یعنی ساختن روابط انسانی واقعی.
فرض کن در یک کافه نشستهای و با دانشجوی سال بالاییِ رشتهات همصحبت میشی. او میگوید در شرکت X کارآموز است. تو میگویی چقدر جالب، من هم دنبال چنین فضایی هستم. ماه بعد، شرکت X یک نیرو میخواهد. مدیر از آن دانشجو میپرسد: «کسی رو میشناسی؟» و او تو را معرفی میکند. تمام شد و رفت! تو بدون اینکه رزومهات را در یک سایت با هزاران نفر دیگر رقابت بدهی، وارد پروسه مصاحبه شدی.
پس در رویدادها شرکت کن، با اساتید حرف بزن، به گروههای دانشجویی بپیوند و نترس از اینکه بپرسی و خودت را نشان بدهی.
جعبه ابزار تو: ۱۰ سایت معتبر برای شکار شغل
حالا میرسیم به بخش دیجیتال ماجرا. وقتهایی که شبکهسازی جواب نمیدهد یا میخواهی دایره جستجویت را بزرگتر کنی، سایتهای کاریابی بهترین دوست تو هستند. اما نه هر سایتی. من اینجا ۱۰ تا از معتبرترین پلتفرمها را برایت لیست کردهام که برای دانشجوهای بینالمللی و مهاجران تحصیلی مثل یک قطبنما عمل میکنند.
اینجا فقط یک سایت کاریابی نیست، شبکه اجتماعی حرفهایهاست. پروفایلت را بساز، مهارتهایت را بنویس و با آدمهای صنعت خودت کانکت شو. خیلی وقتها ریکروترها (استخدامکنندهها) خودشان در لینکدین به تو پیام میدهند.
۲. ایندیید (Indeed)
احتمالاً بزرگترین موتور جستجوی شغل در دنیاست. تقریباً هر آگهی شغلی که در اینترنت باشد را میتوانی اینجا پیدا کنی. فیلترهای عالی برای پیدا کردن کارهای پارهوقت، دورکاری و تماموقت دارد.
۳. گلسدور (Glassdoor)
ویژگی فوقالعادهی این سایت این است که کارمندان قبلی و فعلی شرکتها، میآیند و بدون سانسور درباره محیط کار، حقوق و حتی سوالات مصاحبه نظر میدهند. برای اینکه بفهمی شرکتی که میخواهی به آن رزومه بدهی جای خوبی هست یا نه، بینظیر است.
۴. مانستر (Monster)
یکی از قدیمیترین و معتبرترین سایتهای کاریابی. رزومهات را اینجا آپلود کن تا کارفرماها بتوانند پیدایت کنند. مقالات آموزشی خیلی خوبی هم برای نحوه مصاحبه دادن دارد.
۵. انجللیست / ولفاوند (Wellfound – formerly AngelList)
اگر عاشق فضای استارتاپی هستی، اینجا بهشت توست. استارتاپها معمولاً خیلی راحتتر به دانشجوهای بینالمللی کار میدهند و محیطهای منعطفتری دارند. از طریق این سایت میتوانی مستقیم با بنیانگذاران استارتاپها چت کنی.
۶. هایر اِد جابز (HigherEdJobs)
اگر میخواهی بعد از تحصیل در محیط آکادمیک بمانی، استاد شوی، یا در بخشهای اداری و تحقیقاتی دانشگاهها کار کنی، این سایت تخصصیترین مرجع برای شغلهای دانشگاهی در سراسر دنیاست.
۷. استیودنت جاب (StudentJob)
این سایت دقیقاً برای دانشجوها طراحی شده. دنبال کار آخر هفته هستی؟ کار تابستانی میخواهی؟ یا کارآموزی؟ این سایت پر از فرصتهایی است که کارفرماها دقیقاً میدانند قرار است یک دانشجو را استخدام کنند و با برنامه کلاسیاش کنار میآیند.
۸. یورودسک (Eurodesk)
اگر مقصد تحصیلیات اروپاست، این سایت را از دست نده. پلتفرمی است که اطلاعات بینظیری درباره فرصتهای کارآموزی، داوطلبانه و شغلهای جوانان در سراسر اروپا به تو میدهد.
۹. آیدیلیست (Idealist)
دغدغهی محیط زیست داری؟ میخواهی در سازمانهای غیرانتفاعی (NGO) کار کنی و دنیا را جای بهتری کنی؟ این سایت پر از فرصتهای شغلی و کارآموزی در سازمانهای بینالمللی و خیریههاست.
۱۰. سیمپلی هایرد (SimplyHired)
یک موتور جستجوی بسیار تمیز و سرراست. یکی از خوبیهایش این است که ابزار تخمین حقوق دارد و میتوانی بفهمی برای شغلی که اپلای میکنی، عرف بازار چقدر است تا در مصاحبه کلاه سرت نرود.
هنر اپلای کردن: تیرانداز باش، نه مسلسل!
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که دانشجوها میکنند این است که یک رزومه واحد مینویسند و مثل مسلسل برای صدها شرکت ارسال میکنند. نتیجه؟ سکوت مطلق از طرف کارفرماها.
ببین، کارفرماها روزی صدها رزومه میبینند. آنها دنبال کسی نیستند که فقط دنبال «یک کاری» میگردد؛ آنها دنبال کسی هستند که میخواهد «آن کار مشخص» را انجام دهد.
وقتی آگهی شغلی را میخوانی، ببین دقیقاً چه کلماتی به کار بردهاند؟ چه مهارتهایی خواستهاند؟ رزومهات را دقیقاً بر اساس همان نیازها تغییر بده (Tailoring). اگر برای یک کار گرافیکی اپلای میکنی، نیازی نیست بنویسی که در دبیرستان مدال مسابقات پینگپنگ گرفتهای! اطلاعات اضافی را حذف کن و نشان بده که تو دقیقاً همان دارویی هستی که درد این شرکت را درمان میکند.
کیفیت رزومههایی که میفرستی باید بالا باشد. یادته اول متن گفتم دنبال کیفیت باش نه فقط ارزانی و کمیت؟ اینجا هم صدق میکند. فرستادن ۱۰ رزومه شخصیسازی شده و دقیق، هزار بار بهتر از فرستادن ۲۰۰ رزومه کپیپیست شده است.
روی مهارتهای نرمت کار کن
دانشگاه به تو تخصص میدهد، اما چیزی که باعث میشود در یک کشور غریب کار پیدا کنی و نگهش داری، «مهارتهای نرم» یا Soft Skills است.
زبان، زبان و باز هم زبان! اگر میخواهی در یک کشور غیر انگلیسیزبان درس بخوانی (مثلاً آلمان یا ایتالیا)، به انگلیسی بسنده نکن. زبان محلی آن کشور را یاد بگیر. حتی در حد مکالمه روزمره. وقتی به زبان مادری یک کارفرما با او حرف میزنی، یک سد بزرگ ارتباطی را میشکنی.
همچنین، انعطافپذیر باش. اوایل کار شاید مجبور شوی کارهایی را قبول کنی که دقیقاً رویای کودکیات نبودهاند. اما هر کاری، یک تجربه است. یاد میگیری چطور در یک محیط بینالمللی رفتار کنی، چطور مالیات بدهی، چطور با همکارانی از فرهنگهای مختلف تعامل کنی. اینها چیزهایی نیستند که در هیچ کتاب درسیای نوشته شده باشند.
حرف آخر: صبور باش و به مسیرت اعتماد کن
پیدا کردن کار در یک کشور جدید، یک شبه اتفاق نمیافتد. روزهایی میرسد که از ایمیلهای ریجکتی (رد شدن رزومه) خسته میشوی. ممکن است به خودت شک کنی و بگویی «نکنه اصلاً من به درد این کار نمیخورم؟».
هر وقت این فکرها سراغت آمد، یک نفس عمیق بکش. تو شجاعت این را داشتهای که مدارکت رو ترجمه کنی و از نقطه امن خودت بیرون بیایی و در یک کشور دیگر درس بخوانی؛ این یعنی تو آدم سرسختی هستی. روی کیفیت خودت، مهارتهایت و ارتباطاتت سرمایهگذاری کن. با آدمها حرف بزن، از سایتهایی که معرفی کردم هوشمندانه استفاده کن و یادت باشد که هر نه شنیدن، تو را یک قدم به آن «بله» نهایی نزدیکتر میکند.
سوالات متداول
بله، در اکثر کشورهای دنیا (مثل کانادا، آلمان، انگلیس و استرالیا) ویزای تحصیلی به شما اجازه میدهد که به صورت پارهوقت کار کنید (معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ ساعت در هفته در دوران تحصیل و تماموقت در روزهای تعطیلات رسمی دانشگاه). البته قوانین هر کشور متفاوت است، پس حتماً قبل از شروع به کار، شرایط دقیق ویزای خودتان را از سایت اداره مهاجرت آن کشور چک کنید تا دچار مشکل قانونی نشوید.
برای کارهای دانشجویی و پاره وقت، قطعاً بهتر است وقتی رسیدید آنجا و برنامه کلاسیتان مشخص شد دنبال کار بگردید. پیدا کردن کار دانشجویی از راه دور تقریباً غیرممکن است. اما برای کارهای تخصصی بعد از فارغالتحصیلی، بهتر است از ماههای آخر تحصیل شروع کنید به ارسال رزومه و شبکهسازی، چون پروسه مصاحبهها ممکن است چند ماه طول بکشد.
بستگی به کشور و نوع کار دارد. در مشاغل بینالمللی، برنامهنویسی یا کارهای تحقیقاتی در دانشگاه، معمولاً زبان انگلیسی کفایت میکند و مشکلی نخواهید داشت. اما برای کارهایی که با مردم عادی سر و کار دارد (مثل فروشندگی، کافه یا خدمات مشتریان)، ندانستن زبان محلی کار را سخت میکند. پیشنهاد میکنم از کارهای پشتیبان (Back-office) که نیاز کمتری به مکالمه دارند شروع کنید و همزمان زبانتان را تقویت کنید.