دارالترجمه رسمی ولیعصر

پرکاربردترین اصطلاحات حقوقی در ترجمه رسمی

اصطلاحات حقوقی در ترجمه رسمی

فرض کنید چند ماه منتظر وقت سفارت مانده‌اید. مدارک مرتب است، ترجمه‌ها مهر دادگستری و امور خارجه را خورده‌اند و همه‌چیز آماده به نظر می‌رسد. اما بخاطر اشتباه در استفاده از اصطلاحات حقوقی در ترجمه رسمی، کارمند سفارت انگشتش را روی یک سطر از وکالت‌نامه می‌گذارد و می‌پرسد: «این Lawyer کیست؟ ما در پرونده شما هیچ وکیل دادگستری‌ای نمی‌بینیم.»

ماجرا از یک کلمه شروع شده. در وکالت‌نامه‌های محضری ایران، «وکیل» یعنی هر کسی که کاری را به او سپرده‌اید. ممکن است برادرتان باشد یا دوست قدیمی‌تان که قرار است ماشین‌تان را بفروشد. معادل درستش در انگلیسی Attorney-in-fact یا Agent است. Lawyer یعنی وکیل دادگستری؛ یک شغل، با پروانه وکالت. همین جابه‌جایی کوچک کافی است تا سند از نگاه طرف خارجی معنای دیگری پیدا کند.

ترجمه رسمی جای حدس نیست و یک دلیلش، مسیر طولانی اعتبار مدارک است. ایران عضو کنوانسیون آپوستیل لاهه نیست. پس سندی که قرار است بیرون از کشور اعتبار داشته باشد، معمولاً باید این مراحل را پشت سر بگذارد. مهر و امضای مترجم رسمی، تأیید دادگستری، تأیید وزارت امور خارجه و در بسیاری از موارد تأیید سفارت کشور مقصد. هر مرحله وقت و هزینه دارد. اشتباه اصطلاحی هم معمولاً اول کار پیدا نمی‌شود. جایی پیدا می‌شود که برگشتن گران تمام می‌شود: پشت باجه سفارت، روی میز وکیل مهاجرت، یا در ایمیلی از دانشگاه مقصد که می‌نویسد اطلاعات دو سند شما با هم نمی‌خواند.

خبر خوب این است که اصطلاحات حقوقیِ پرتکرار در ترجمه رسمی بی‌انتها نیستند. در شناسنامه، عقدنامه، سند ملک، وکالت‌نامه، حکم دادگاه و مدارک شرکت، تعداد محدودی واژه مدام تکرار می‌شوند و بار اصلی معنا روی دوش همین‌هاست. اگر بدانید هر کدام دقیقاً چه می‌گوید و معادل درستش چیست، موقع تحویل ترجمه با چشم باز آن را می‌خوانید و اگر جایی ایراد داشت، همان روز می‌پرسید.

این مطلب را در دارالترجمه رسمی ولیعصر تبریز از دل همان سندهایی نوشته‌ایم که هر هفته روی میزمان می‌آید. اصطلاحات را بر اساس نوع سند دسته‌بندی کرده‌ایم، معادل رایج هر کدام را آورده‌ایم و هر جا یک واژه دام داشت، خود دام را هم نشان داده‌ایم.

چرا اصطلاح حقوقی را نمی‌شود فقط «معنی کرد»؟

یک واژه حقوقی تنها نیست. پشتش یک نظام حقوقی کامل ایستاده. حقوق ایران ریشه در فقه امامیه و سنت حقوق نوشته (Civil Law) دارد، در حالی که بخش بزرگی از اصطلاحات حقوقی انگلیسی در دل نظام کامن‌لا (Common Law) شکل گرفته‌اند. مترجم وقتی واژه‌ای را از این سو به آن سو می‌برد، در واقع دارد مفهومی را از یک دنیا به دنیای دیگر منتقل می‌کند.

در عمل، سه موقعیت پیش می‌آید:

  1. معادل دقیق وجود دارد. «خواهان» همان Plaintiff است. کار ساده است، به شرط اینکه مترجم معادل را بشناسد.
  2. معادل نزدیک هست، ولی کامل نیست. «حضانت» و Custody تقریباً روی هم می‌افتند، اما دامنه‌شان در دو کشور یکی نیست. مترجم نزدیک‌ترین معادل کاربردی را انتخاب می‌کند و اگر لازم باشد، توضیح کوتاهی کنارش می‌گذارد.
  3. اصلاً معادلی وجود ندارد. «مهریه»، «ششدانگ»، «طلاق رجعی» یا «انحصار وراثت» در فرهنگ حقوقی انگلیسی‌زبان جای مشخصی ندارند. راه درست معمولاً این است که واژه آوانویسی شود و توضیح کوتاهی در کمانک بیاید. مثلاً Mahr (marriage portion).

نکته‌ای که کمتر به آن فکر می‌کنیم، خواننده ترجمه است. کسی که ترجمه شما را می‌خواند، کارمند سفارت کانادا، قاضی دادگاهی در آلمان یا کارشناس پذیرش یک دانشگاه است. او متن را با ذهنیت نظام حقوقی خودش می‌خواند. اگر مترجم واژه‌ای انتخاب کند که آنجا معنای دیگری دارد، خواننده همان معنای دیگر را برداشت می‌کند. و تقصیری هم ندارد.

حتی کلمه‌ای به سادگی «رسمی» هم بار حقوقی دارد. طبق ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی سندی رسمی است که در اداره ثبت اسناد و املاک، دفاتر اسناد رسمی یا نزد سایر مأموران رسمی، در حدود صلاحیتشان و طبق مقررات قانونی تنظیم شود. ماده ۱۲۸۹ هم بقیه اسناد را «عادی» می‌نامد. پس قولنامه‌ای که در بنگاه امضا کرده‌اید، هرچقدر هم محکم به نظر برسد، از نظر قانون سند عادی است و ترجمه‌اش نباید آن را Official Deed جا بزند.

یک قاعده دیگر هم داریم: ثبات. اگر «زوجه» در صفحه اول عقدنامه Wife ترجمه شده، در صفحه سوم نباید ناگهان Spouse شود. برای کسی که کلمه به کلمه می‌خواند، تغییر واژه یعنی تغییر معنا.

اسناد هویتی و خانوادگی: از شناسنامه تا انحصار وراثت

بیشترین حجم کار هر دارالترجمه همین سندهاست. ویزای همسر، اقامت تحصیلی، ثبت ازدواج در کشور دیگر، پرونده ارث بستگانی که خارج از ایران زندگی می‌کنند. اصطلاحات این دسته ساده به نظر می‌رسند، ولی چند تا از حساس‌ترین دام‌های ترجمه رسمی دقیقاً همین‌جا هستند.

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمهنکته
شناسنامهBirth Certificateگاهی Identity Certificate هم نوشته می‌شود. مهم یکسان ماندن در کل پرونده است
کارت ملی / کد ملیNational ID Card / National ID Number
سند ازدواج (عقدنامه)Marriage Certificateشروط ضمن عقد هم معمولاً ترجمه می‌شود
زوج / زوجهHusband / Wife
مهریهMahr (marriage portion)از Dowry پرهیز کنید
جهیزیهTrousseau
شروط ضمن عقدStipulations of the marriage contract
عِدّهIddah (waiting period)
نفقهMaintenance (Nafaqa)
حضانتCustodyبا ولایت یکی نیست
ولایت قهریNatural guardianshipمخصوص پدر و جد پدری
قیّمCourt-appointed guardian
گواهی عدم امکان سازشCertificate of Irreconcilability
گواهی فوتDeath Certificate
گواهی انحصار وراثتCertificate of Inheritance (Heirship)

مهریه و دام کلمه Dowry

Dowry در فرهنگ انگلیسی‌زبان معمولاً به معنی مال یا جهازی است که خانواده عروس به داماد یا به زندگی مشترک می‌دهد. تقریباً برعکس مهریه. طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، زن به مجرد عقد مالک مهر می‌شود و این مال بر عهده شوهر است. پس اگر در عقدنامه «صد و چهارده سکه تمام بهار آزادی» وجود دارد، ترجمه دقیق چیزی شبیه این است: Mahr (marriage portion): 114 full Bahar-e Azadi gold coins. کارمند سفارت با دیدن Mahr دست‌کم می‌فهمد با مفهومی خاص سروکار دارد، نه با رسم جهیزیه.

انواع طلاق: یک کلمه، چند معنا

اگر بعد از طلاق قرار است در کشور دیگری ازدواج کنید یا حضانت فرزند را آنجا ثبت کنید، نوع طلاق برای مقام خارجی معنا دارد. معادل‌های رایج این‌هاست:

  • طلاق رجعی (Revocable divorce): شوهر در مدت عده می‌تواند بدون عقد جدید رجوع کند.
  • طلاق بائن (Irrevocable divorce): امکان رجوع در آن وجود ندارد.
  • طلاق خلع (Khul’ divorce): کراهت از طرف زن است و زن مالی، اغلب تمام یا بخشی از مهریه‌اش را، در برابر طلاق می‌بخشد.
  • طلاق مبارات (Mubarat divorce): کراهت از هر دو طرف است و طبق ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی، عوض نباید بیشتر از میزان مهر باشد.
  • طلاق توافقی (Divorce by mutual consent): این بیشتر توصیف شیوه رسیدگی است. در سند طلاق، نوع شرعی آن، که معمولاً خلع یا مبارات است، ثبت می‌شود و ترجمه هم باید همان را منعکس کند.

حضانت با ولایت فرق دارد

خیلی از مادرانی که حضانت فرزند با آن‌هاست، وقتی برای گذرنامه بچه اقدام می‌کنند، تازه متوجه این تفاوت می‌شوند. طبق ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی، فرزند زیر سن قانونی تحت ولایت قهری پدر و جد پدری است و برای گذرنامه و خروج فرزند زیر ۱۸ سال از کشور، اجازه ولی یا قیّم لازم است. حضانت (Custody) یعنی نگهداری و تربیت؛ ولایت (Guardianship) یعنی اختیار قانونی در امور مالی و حقوقی. اگر مترجم هر دو را Custody ترجمه کند، مرجع خارجی تصور می‌کند مادر همه اختیارات را دارد. این تصور، در پرونده‌هایی مثل مهاجرت فرزند، مشکل‌ساز می‌شود.

قیّم هم کسی است که دادگاه، وقتی ولی قهری وجود ندارد، تعیین می‌کند. برای همین ترجمه دقیقش Court-appointed guardian است، نه فقط Guardian.

وکالت‌نامه و اسناد ملکی: جایی که پول در میان است

سناریوی آشنا: یکی از اعضای خانواده خارج از کشور زندگی می‌کند و می‌خواهد خواهرش در تبریز آپارتمان مشترک را بفروشد. یا کسی که در آستانه مهاجرت است، به پدرش وکالت می‌دهد تا کارهای بانکی و ملکی‌اش را انجام دهد. در این سندها هر کلمه می‌تواند به معنای اختیار یا محدودیت باشد. پس دقت اینجا یعنی امنیت مالی.

اصطلاحات وکالت‌نامه

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمهنکته
وکالت‌نامهPower of Attorney
موکلPrincipal (Grantor)کسی که اختیار می‌دهد
وکیلAttorney-in-fact (Agent)نه Lawyer
وکالت بلاعزلIrrevocable Power of Attorney
عزل وکیلRevocation of the agency
حق توکیل به غیرRight to appoint a substitute agent
اسقاط کافه خیاراتWaiver of all rights of rescission (khiyarat)
دفتر اسناد رسمیNotary Public Office
سردفترNotary Public

یک سؤال جالب: وکالت ذاتاً قابل عزل است، پس «بلاعزل» چطور ممکن می‌شود؟ طبق ماده ۶۷۹ قانون مدنی، موکل هر وقت بخواهد می‌تواند وکیل را عزل کند، مگر اینکه وکالت یا عدم عزل وکیل ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. برای همین در وکالت‌نامه‌های بلاعزل معمولاً عبارتی درباره «شرط ضمن عقد خارج لازم» می‌بینید. مترجم باید این عبارت را کامل و دقیق برگرداند، چون همین جمله است که بلاعزل بودن را برای خواننده خارجی توضیح می‌دهد.

«حق توکیل به غیر» هم کوچک به نظر می‌رسد، اما تعیین می‌کند وکیل می‌تواند کار را به شخص سومی بسپارد یا نه. اگر در ترجمه جا بیفتد یا مبهم بماند، دامنه اختیار وکیل عملاً تغییر کرده است.

اصطلاحات اسناد ملکی و اجاره

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمهنکته
سند مالکیت تک‌برگSingle-page Title Deed
ششدانگSix dangs (full ownership)هر دانگ یک‌ششم ملک است
مشاع / مفروزUndivided (co-owned) / Separated
عرصه و اعیانLand and building (improvements)
پلاک ثبتی اصلی و فرعیMain and subsidiary registration plate numbers
بخش ثبتیRegistration district
مبایعه‌نامه / قولنامهSale agreement / Preliminary sale agreementسند عادی است، نه رسمی
بایع / مشتریSeller (Vendor) / Buyer (Purchaser)
ثمن معاملهPurchase price
بیعانهEarnest money (Down payment)
موجر / مستأجرLessor / Lessee
ودیعه (رهن در اجاره)Security depositدر اجاره، Mortgage نیست

دانگ را برای خارجی‌ها باز کنید. وقتی آپارتمانی سه‌دانگ به نام پدر و سه‌دانگ به نام مادر است، خواننده خارجی از عبارت Three dangs چیزی نمی‌فهمد. ترجمه خوب می‌نویسد: Three dangs (50% share). یک کمانک کوچک، یک سؤال کمتر از طرف سفارت.

رهن، معروف‌ترین دام بازار مسکن. وقتی می‌گوییم خانه‌ای را «رهن کامل» کرده‌ایم، منظورمان مبلغی است که مستأجر می‌پردازد و موقع تخلیه پس می‌گیرد. این پول در قراردادها معمولاً «ودیعه» یا «قرض‌الحسنه» نام دارند و معادلش Security deposit است. Mortgage در انگلیسی یعنی وثیقه ملک در برابر وام، معمولاً وام بانکی. حالا تصور کنید اجاره‌نامه ملک خانواده را برای نشان دادن درآمد اجاره در پرونده ویزا گذاشته‌اید و در ترجمه Mortgage نوشته شده است. افسر پرونده به‌جای درآمد، یک بدهی بانکی می‌بیند. اما اگر سند واقعاً سند رهنی بانک باشد، آنجا Mortgage دقیقاً درست است. تشخیص این دو، کار مترجمی است که سند را می‌فهمد، نه فقط می‌خواند.

احکام دادگاه و اسناد قضایی: زبانی که هیچ تعارفی ندارد

دادنامه طلاق برای ثبت در کشور محل اقامت، حکم حضانت برای مدرسه فرزند در خارج، گواهی عدم سوءپیشینه برای ویزای کاری. اسناد قضایی کم‌حجم‌اند اما پر از اصطلاحاتی که هر کدام یک مرحله دقیق از دادرسی را نشان می‌دهند.

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمهنکته
دادنامهJudgment (Court Decision)
حکمJudgment on the merits
قرارOrder (Interlocutory decision)با حکم یکی نیست
رأی بدویJudgment of first instance
رأی قطعیFinal judgment
رأی غیابیDefault judgment (in absentia)
واخواهیObjection to a default judgment
تجدیدنظرخواهیAppeal
فرجام‌خواهیPetition for cassation
دیوان عالی کشورSupreme Court
خواهان / خواندهPlaintiff / Defendantدعوای حقوقی
شاکی / متهمComplainant / Accusedپرونده کیفری
دادسرا / دادستانPublic Prosecutor’s Office / Prosecutor
بازپرسInvestigating Judge (Examining Magistrate)
اجرائیهWrit of Execution
شورای حل اختلافDispute Resolution Council
گواهی عدم سوءپیشینهCertificate of No Criminal Record

حکم یا قرار؟

این تفاوت را خود قانون تعریف کرده. ماده ۲۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید اگر رأی دادگاه درباره ماهیت دعوا باشد و تکلیف آن را کلاً یا جزئاً روشن کند، «حکم» است و در غیر این صورت «قرار». مثلاً «قرار عدم صلاحیت» یعنی دادگاه گفته این پرونده در صلاحیت من نیست. درباره اینکه چه کسی حق دارد، هنوز چیزی نگفته. اگر مترجم این را Judgment ترجمه کند، خواننده خارجی ممکن است فکر کند دعوا تمام شده. ترجمه درست، Order declaring lack of jurisdiction است.

قطعیت، همان چیزی که مرجع خارجی دنبالش است

وقتی یک دادنامه طلاق یا حضانت در کشور دیگری ارائه می‌شود، اولین سؤال معمولاً این است: آیا این رأی قطعی شده؟ رأی بدوی هنوز قابل تجدیدنظر است و خیلی از مراجع خارجی آن را برای ثبت کافی نمی‌دانند. پس اگر روی سند گواهی یا مهر قطعیت خورده، ترجمه آن به همان اندازه متن رأی اهمیت دارد. حواستان باشد مهرها و حاشیه‌نویسی‌ها جزو سندند و نباید از ترجمه جا بمانند.

خواهان یا شاکی؟

در دعوای حقوقی مثل مطالبه مهریه، طرفین «خواهان» و «خوانده» هستند. در پرونده کیفری، «شاکی» و «متهم». جابه‌جا کردن این‌ها، یک اختلاف مالی ساده را در ترجمه به پرونده‌ای جنایی شبیه می‌کند. اتفاقی که هیچ‌کس دوست ندارد در پرونده مهاجرتش ببیند.

گواهی عدم سوءپیشینه

این گواهی امروز از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی صادر می‌شود و برای ویزای کاری، اقامت و برخی پذیرش‌ها لازم است. دو نکته عملی: اول، بسیاری از کشورها فقط گواهی تازه صادرشده را قبول می‌کنند، پس زمان‌بندی گرفتن گواهی و ترجمه‌اش را با زمان ارائه پرونده هماهنگ کنید. دوم، املای نام شما در ترجمه باید دقیقاً با گذرنامه‌تان یکی باشد. چون این سند دقیقاً برای تطبیق هویت بررسی می‌شود.

اسناد شرکتی، تجاری و قراردادها

شرکتی در تبریز می‌خواهد در نمایشگاهی در استانبول غرفه بگیرد، با تأمین‌کننده‌ای در امارات قرارداد ببندد یا برای شعبه خارجی‌اش حساب بانکی باز کند. اولین چیزی که طرف خارجی می‌خواهد، ترجمه رسمی اساسنامه، روزنامه رسمی و آخرین آگهی تغییرات است. او از این سندها دو چیز را بیرون می‌کشد: این شرکت واقعاً وجود دارد؟ و چه کسی حق دارد از طرفش امضا کند؟

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمهنکته
اساسنامهArticles of Association
روزنامه رسمیOfficial Gazette
آگهی تأسیس / آگهی تغییراتNotice of Establishment / Notice of Amendments
شرکت سهامی خاصPrivate Joint Stock Company
شرکت سهامی عامPublic Joint Stock Company
شرکت با مسئولیت محدودLimited Liability Company
مدیرعاملManaging Director (CEO)
هیئت‌مدیرهBoard of Directors
بازرسStatutory Inspectorبا حسابرس فرق دارد
حسابرسAuditor
مجمع عمومی عادی / فوق‌العادهOrdinary / Extraordinary General Meeting
صورتجلسهMinutes
صاحبان امضای مجازAuthorized signatories
شناسه ملیNational ID (of the legal entity)
کد اقتصادیEconomic Code (Tax ID)
کارت بازرگانیCommercial Card

دو نکته در این جدول بیش از بقیه اشتباه می‌شوند:

  • نوع شرکت را بومی‌سازی نکنید. شرکت سهامی خاص ایرانی دقیقاً همان Ltd انگلیسی یا GmbH آلمانی نیست. بهتر است نوع شرکت با همان ساختار ایرانی‌اش ترجمه شود تا خواننده بداند با چه شخصیت حقوقی‌ای طرف است.
  • بازرس، حسابرس نیست. بازرس در قانون تجارت ایران ناظر قانونی شرکت است و در مجمع انتخاب می‌شود. حسابرس، حساب‌ها را رسیدگی می‌کند. اگر هر دو Auditor ترجمه شوند، طرف خارجی نقش‌ها را اشتباه می‌فهمد.

واژه‌های کلیدی قراردادها

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمه
طرفین قراردادThe Parties
متعهد / متعهدلهObligor / Obligee
وجه التزامLiquidated damages
فسخTermination (Rescission)
اقالهMutual rescission (Iqala)
قوه قاهره (فورس ماژور)Force majeure
داوریArbitration
ضمانت‌نامه بانکیBank guarantee
لازم‌الاجراBinding and enforceable

«وجه التزام» نمونه خوبی از انتخاب حساس است. شاید اولین معادلی که به ذهن می‌رسد Penalty باشد. ولی در نظام‌های کامن‌لا، دادگاه‌ها شرطی را که صرفاً جنبه تنبیهی داشته باشد گاهی غیرقابل اجرا می‌دانند. Liquidated damages یعنی خسارتی که طرفین از قبل توافق کرده‌اند و همین معنا به وجه التزام نزدیک‌تر است. یک کلمه، و تفاوتی که می‌تواند سرنوشت یک دعوای تجاری را عوض کند.

اصطلاحات خودِ ترجمه رسمی: مهرها، تأییدها و حاشیه‌ها

بعضی اصطلاحات مال سند شما نیستند. مال خود فرایند ترجمه رسمی‌اند. این‌ها را هم خوب است بشناسید، چون روی هر برگه ترجمه‌ای که تحویل می‌گیرید، آن‌ها را می‌بینید.

اصطلاح فارسیمعادل رایج در ترجمهنکته
ترجمه رسمیCertified (Official) Translation
مترجم رسمیOfficial Translator to the Judiciaryدر اروپا Sworn Translator رایج‌تر است
برابر با اصلCertified true copy
مهر / امضاSeal (Stamp) / Signature
ناخواناIllegibleبرای امضا و مهر ناخوانا
تأیید دادگستریCertification by the Judiciary
تأیید وزارت امور خارجهLegalization by the Ministry of Foreign Affairs
تأیید سفارتConsular legalization
آپوستیلApostilleایران عضو کنوانسیون نیست
استعلامVerification (Inquiry)

مهرها هم ترجمه می‌شوند

سند رسمی ایرانی پر از مهر است: مهر اداره ثبت، مهر دفترخانه، مهر برابر با اصل، مهر قطعیت. در ترجمه رسمی هیچ‌کدام رها نمی‌شود. مترجم معمولاً در کروشه می‌نویسد که این مهر متعلق به کجاست و رویش چه نوشته شده؛ مثلاً [Seal: Tabriz Office of Deeds and Property Registration]. اگر امضایی خوانا نیست، کلمه Illegible می‌آید. این‌ها برای خواننده خارجی نشانه کامل بودن ترجمه‌اند.

آپوستیل و چرا در پرونده ایرانی‌ها به کار نمی‌آید

کنوانسیون ۱۹۶۱ لاهه یک مهر واحد به نام آپوستیل تعریف کرده که سند را میان کشورهای عضو معتبر می‌کند. ایران عضو این کنوانسیون نیست. برای همین مسیر مدارک ایرانی طولانی‌تر است و از تأیید دادگستری و وزارت امور خارجه و بعد معمولاً سفارت کشور مقصد می‌گذرد. اگر کسی پیشنهاد «آپوستیل کردن» سند ایرانی را داد، بدانید با این مسیر آشنا نیست.

نام‌ها و تاریخ‌ها؛ جایی که خیلی از برگشتی‌ها اتفاق می‌افتد

گاهی پرونده نه به خاطر یک اصطلاح پیچیده، که به خاطر یک حرف برمی‌گردد. «محمدرضا» ممکن است Mohammadreza، Mohammad Reza یا Mohamadreza نوشته شود. هیچ‌کدام غلط نیست، اما فقط یکی با گذرنامه شما یکی است و همان یکی درست است. پس گذرنامه یا تصویرش را همراه ببرید.

تاریخ‌ها هم از هجری شمسی به میلادی برگردانده می‌شوند. اول فروردین بسته به سال، ۲۰ یا ۲۱ مارس است. یک روز اختلاف در تاریخ تولد کافی است تا سیستم کشور مقصد بگوید این ترجمه با گذرنامه نمی‌خواند. این تبدیل باید با دقت و برای هر تاریخ جداگانه انجام شود، نه با یک حساب سرانگشتی.

دام‌های پرتکرار در یک نگاه، و کاری که از دست شما برمی‌آید

اگر فقط وقت دارید یک بخش از این مطلب را دوباره بخوانید، این بخش را بخوانید. این‌ها اشتباه‌هایی‌اند که بارها در ترجمه‌های غیررسمی یا عجولانه دیده‌ایم:

اصطلاحترجمه اشتباه رایجترجمه درستچرا مهم است
وکیل (در وکالت‌نامه)LawyerAttorney-in-factLawyer یعنی وکیل دادگستری
مهریهDowryMahr (marriage portion)Dowry تقریباً مفهومی برعکس دارد
رهن (در اجاره)MortgageSecurity depositMortgage یعنی وثیقه وام
قرارJudgmentOrderقرار درباره ماهیت دعوا نیست
حضانت و ولایتهر دو CustodyCustody / Guardianshipاختیار قانونی را جابه‌جا می‌کند
بازرس شرکتAuditorStatutory Inspectorدو نقش متفاوت قانونی
قولنامهOfficial deedPreliminary sale agreementقولنامه سند عادی است
شاکیPlaintiffComplainantدعوای حقوقی را کیفری نشان می‌دهد

حالا سهم شما. مترجم رسمی مسئول ترجمه است، اما چند کار ساده از طرف شما، احتمال برگشت خوردن پرونده را خیلی کم می‌کند:

  1. گذرنامه را همراه داشته باشید. املای نام‌ها، نام پدر و حتی نام شهر محل تولد باید با گذرنامه یکی باشد. اگر گذرنامه ندارید، از مترجم بخواهید املای نام‌ها را پیش از نهایی شدن به شما نشان دهد.
  2. بگویید ترجمه برای کجاست. سفارت، دانشگاه، دادگاه یا بانک؟ کدام کشور؟ بعضی نهادها ترجمه همه صفحات را می‌خواهند، حتی صفحه توضیحات شناسنامه. بعضی تأیید سفارت را لازم دارند و بعضی نه.
  3. پیش‌نویس را قبل از تأییدها بخوانید. اعداد، شماره‌های ثبت، مبالغ، تاریخ‌ها و نام‌ها را با سند اصلی مقایسه کنید. اصلاح ترجمه قبل از رفتن به دادگستری و امور خارجه ساده است. بعد از آن، معمولاً یعنی تکرار مسیر تأییدها.
  4. کل پرونده را به یک جا بسپارید. وقتی شناسنامه را یک دارالترجمه و عقدنامه را دارالترجمه دیگری ترجمه کند، احتمال دارد همان نام یا همان اصطلاح در دو سند دو جور نوشته شود. ثبات، خودش یک امتیاز است.
  5. ترجمه ماشینی را مبنا قرار ندهید. ابزارهای ترجمه خودکار برای فهم کلیات متن مفیدند، اما Dowry و Mortgage و Lawyer را با اعتمادبه‌نفس کامل تحویل می‌دهند. اگر ترجمه‌ای از قبل دارید، فقط برای مقایسه نگهش دارید.

حرف آخر درباره اصطلاحات حقوقی در ترجمه رسمی

ترجمه رسمیِ درست هیچ‌وقت سوژه نمی‌شود. پرونده از باجه رد می‌شود، دانشگاه ایمیل تأیید می‌فرستد، معامله ملک بی‌دردسر انجام می‌شود و شما حتی یادتان نمی‌ماند که کلمه «وکیل» چطور ترجمه شده بود. ترجمه فقط وقتی دیده می‌شود که اشتباه باشد.

حالا که با پرکاربردترین اصطلاحات حقوقی و دام‌هایشان آشنا شدید، می‌توانید ترجمه‌تان را آگاهانه تحویل بگیرید و سؤال درست را بپرسید. اگر در تبریز هستید و سندی دارید که نمی‌دانید ترجمه‌اش از چه مسیری می‌گذرد، یا اصطلاحی در آن هست که مطمئن نیستید چطور باید برگردانده شود، در بهترین دارالترجمه تبریز یعنی دارالترجمه ولیعصر تبریز با حوصله برایتان توضیح می‌دهیم. پیش از آنکه حتی کار را شروع کنیم.

سوالات متداول

می‌توانم سندم را خودم ترجمه کنم و فقط مهر مترجم رسمی بگیرم؟

نه. ترجمه رسمی را خود مترجم رسمی انجام می‌دهد و با مهر و امضایش مسئولیت درستی آن را می‌پذیرد. می‌توانید ترجمه خودتان را برای کمک به مترجم ببرید، به‌خصوص برای املای نام‌ها، اما متن نهایی باید از زیر دست او بگذرد. برای همین هم مترجم حق دارد ترجمه شما را تغییر دهد. مسئولیت با اوست، نه با شما.

آیا ترجمه رسمی بدون تأیید دادگستری و امور خارجه اعتبار دارد؟

ترجمه‌ای که روی سربرگ مترجم رسمی و با مهر و امضای او هست، ترجمه رسمی نام دارد. اما اینکه برای استفاده شما کافی باشد یا نه، به نهاد گیرنده بستگی دارد. بیشتر سفارت‌ها و مراجع خارجی تأیید دادگستری و وزارت امور خارجه را می‌خواهند و برخی تأیید سفارت خودشان را هم لازم می‌دانند. پیش از سفارش ترجمه، فهرست الزامات نهاد مقصد را از سایت رسمی‌اش ببینید یا به مترجم بگویید ترجمه برای کجاست.

اگر بعد از تحویل متوجه اشتباهی در ترجمه شدم، چه کنم؟

هر چه زودتر به همان دارالترجمه برگردید. اگر ترجمه هنوز به دادگستری و امور خارجه نرفته، اصلاحش معمولاً ساده است. اگر تأییدها گرفته شده باشد، ترجمه اصلاح‌شده باید دوباره همان مسیر را طی کند؛ چون مهر هر مرحله روی همان نسخه مشخص خورده است. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم نام‌ها، تاریخ‌ها و اعداد را همان لحظه تحویل پیش‌نویس با سند اصلی چک کنید.

مطالب مرتبط

ترجمه رسمی فارسی

شرایط ترجمه رسمی فارسی اسناد صادرشده از خارج از کشور

ترجمه رسمی

سوالاتی که قبل از ترجمه رسمی باید از دانشگاه یا سفارت بپرسید

ترجمه برای بلوکارت آلمان

ترجمه برای بلوکارت آلمان: از مدرک دانشگاهی تا آخرین مهر

بله
تلفن ثابت دفتر۰۴۱ ۳۳۱۵ ۵۱۶۰ تلفن همراه۰۹۱۴ ۰۷۰ ۰۸۵۰